“نمی دانم” گفتن، هراس ندارد!


از همان بدایت تحصیل و مدرسه و کتاب، همواره محصلانی بوده اند که آتش تشنگی شان با درس های مدرسه خاموش نمی شده، لذا برآن بودند که با پرسش های نوین و پیچیده تر از سطح درس، خود را اقناع کنند. این پویش همانا و گهگاه پاسخ های عجیب اساتید همانا!! در مواقعی چند، اساتید که خود را ناتوان در پاسخ رساندن به دانش آموز کامجو می یافتند، به اصطلاح رایج با پیچاندن مطلب، با مهارتی خودخوانده دانش آموز را خاموش می کردند و بار سنگین پاسخ دادن را از دوش خود بر می داشتند. این پرسش و به اصطلاح پاسخ های جنجالی تا همین امروز روز جاری و روان در محوطه هر آموزشگاهی است.

با اندک تاملی در این مباحثات، هر کسی درمی یابد که کلاس های درس تحولی هویدا را می طلبند. جرگه ای اعتقاد آن دارند که سطح دانش اساتید و معلمین می بایست آن چنان بالا باشد تا هیچ گاه این اتفاقات گاه تلخ نیفتد. البته این مساله، پاسخی بس آسان تر در بر دارد. گفتن واژه فراموش شده “نمیدانم “! معلم، میتواند با ادا کردن این واژه، نه تنها جایگاه خود را از خطر نجات دهد بلکه دانش آموز را نیز از به خاطر سپردن اطلاعات گاه حتی غلط باز دارد. حتی شایسته است که استاد، با فرصت طلبیدن و کسب اطلاعات مربوطه پس از کلاس و رسانیدن آن در جلسات آتی به دانش آموز، لذت یافتن پرسشی پیچیده را به او هدیه دهد. البته که جو امروزه مدارس و نظام آموزشی، هراسی بر تن اساتید انداخته تا آنان را از این امر نیکو باز دارد تا خدای نکرده دانش آموزان با شنیدن واژه “نمی دانم” بر اندیشه شان خاطری ناگوار نقش ببندد. دریغا که به حتم این عمل از سوی استاد، چیزی جز در سلامت نگاه داشتن ذهن بکر دانش آموزان به همراه نخواهد داشت. امید آن روز که چنین کامی سر رسد.

و اما صد البته که با ظهور نسل های جدید، دانش آموزانی سر می رسند که قصدی جز ناتوان کردن معلم ندارند، و متاسفانه که این خطری است فرهنگی در کمین فرهنگی مستغنی از دانش و علم، اما متاثر از هر پویش سوئی در خارج از کشور. و تنها راه مقابله با این نقاط ضعف، همان اساتید هستند که مسوولیت اصلاح هر فرهنگی بر دوش آن هاست.

سجاد غلامی

آخرین نوشته های سجاد غلامی (نمایش همه )

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *